خاطراتی از حضور در بلوچستان46
فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین (قسمت پنجم)
ساعت حدود 4و 30 دقیقه صبح روز 8 تیرماه 1367 پس از اقامه نماز صبح سوار بر هلی کوپتر شده و از پاسگاه ژاندارمری نیک شهر به. مقصد منطقه دشتیاری و چابهار پرواز کردیم.
پس از نیم ساعت پرواز وارد فضای دشت وسیع و مسطح دشتیاری شدیم. دشتی که رودخانه بزرگ کاجو و رودخانه های فصلی کوچک و بزرگ به آن وارد می شود. از بالا چشم انداز زیبایی داشت. در اثر فرسایش رودخانه و گسترش آن در سطح دشت به صورت شبکه مویرگی منظره طبیعی جالبی خلق شده است. در اثر هر سیلاب بخشی از خاکهای حاصلخیز دشت تخریب شده و به دریا میریزد. یکی از ماموریتهای ما پیدا کردن روشی برای کنترل کانالهای فرسایشی بود که در زبان بلوچی به آن گرگرو می گویند.
در حالیکه مسیرمان را به سمت چابهار ادامه میدادیم از بالا وضعیت دشت و رودخانه های متعدد را بررسی و تحلیل میکردیم. حدود ساعت 6 صبح وارد چابهار شدیم. به گردان ساحلی ژاندارمری رفتیم در آنجا صبحانه را صرف کردیم وملاقاتی با فرمانده گردان و بعد خداحافظی برای بازگشت به زاهدان . دکتر نوگل پیشنهاد داد نمونه ای از خاک گرگروها را برای آزمایش به تهران بفرستیم.
حدود ساعت 8 صبح سوار بر هلیکوپتر و به مقصد ایرانشهر حرکت کردیم. خلبان تاکید داشت که در مسیر مستقیمی حرکت کند تا با محدویت سوخت روبرو نشویم. آقای میرزایی قصد داشت بخشهایی دیگر از منطقه را به دکتر نوگل نشان دهد و لذا مستلزم تغییر مسیر بود. ضمنا دکتر نوگل علاقه مند بود از نزدیک یکی از گرگروها را از روی زمین ببیند.لذا باید در کنار یکی از شاخه های رودخانه چند دقیقه فرود میامدیم. یک مقدار بگو مگو بین خلبان و آقای میرزایی در گرفت و خلبان گفت این آقای میرزایی نمیگذارد به ایرانشهر برسیم و سوخت کم میاوریم. با توجه به اینکه نظر دکتر نوگل بر بازدید از زمین بود .من پادرمیانی کردم تا قضیه را فیصله دهیم. لذا از دکتر سئوال کردم اگر در این محلی که هستیم فرود بیاییم مناسب است. ایشان گفت مانعی ندارد.
به خلبان گفتیم اگر امکان دارد همین جا فرود بیاییم. محل فرود در حوالی روستای چیله سر دشتیاری بود . در کنار شاخه های فرعی رودخانه گرگرو به زمین نشستیم. خلبان گفت: من موتور را خاموش نمی کنم .سریع بازدید کنید تا برویم. برویم خلبان و کمک خلبان در هلی کوپتر باقی ماندند .من , دکتر نوگل, مهندس میرزایی,سرگرد همراه ما و استوار خدمه هلی کوپتر پیاده شدیم.
دکتر به سمت رودخانه حرکت کرد من هم بدنبالش. هنوز چند متری از هلی کوپتر دور نشده بودیم که....
مهاجر بیدگلی...
ما را در سایت مهاجر بیدگلی دنبال میکنید
برچسب: بلوچستان,الراحمین, نویسنده: بازدید: 85 تاريخ: پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت: 17:16