
خاطراتی از حضور در بلوچستان 46فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین (قسمت ششم) آمبولانس سریع مرا به بیمارستان چابهار رساند. در آنجا دکتری هندی پای مرا معاینه کرد و دستور عکسبرداری داد. در عکس اثری از شکستگی استخوان دیده نشد. دکتر گفت مشکل جدی نداری. پانسمان کرد و گفت: با چند روز استراحت زخم پایت ترمیم ...
ادامه مطلب
خاطراتی از حضور در بلوچستان46فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین (قسمت پنجم) ساعت حدود 4و 30 دقیقه صبح روز 8 تیرماه 1367 پس از اقامه نماز صبح سوار بر هلی کوپتر شده و از پاسگاه ژاندارمری نیک شهر به. مقصد منطقه دشتیاری و چابهار پرواز کردیم.پس از نیم ساعت پرواز وارد فضای دشت وسیع و مسطح دشتیاری شدیم. دشتی که رودخانه بزرگ کاجو و رودخانه های فصلی کوچک و بزرگ به آن وارد می شود. از بالا چشم انداز زیبایی داشت. در اثر فرسایش رودخانه و گسترش آن در سطح دشت به صورت شبکه مویرگی منظره طبیعی جالبی خلق شده است. ...
ادامه مطلب
خاطراتی از حضور در بلوچستان _46فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین ( قسمت پنجم)هنوز چند متری از هلیکوپتر دور نشده بودیم که صدای انفجار خفیفی بگوش رسید. یک لحظه من شک کردم و یک نگاهی به هلیکوپتر انداختم و یک نگاه همراه با سئوال به سمت سرگرد که رو بروی ...
ادامه مطلب
خاطراتی از حضور در بلوچستان 46فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین (بخش پایانی)جناب سرگرد و درجه دار (استوار) خدمه هلیکوپتر نیز در فضای گرد و غبار ناشی از پرواز هلی کوپتر, بداخل شیاری در حاشیه رودخانه پناه میبرند. جناب سرگرد چنین توضیح میدهد:من هم شرای...
ادامه مطلب
Alireza Banihashemi:خاطراتی از حضور در بلوچستان(40)ملاقات با آگی بامری شرور معروف آذر ماه سال 1368 بود. چندماهی بود که مسئولیت جهاد ایرانشهر را به عهده داشتم. جهاد ایرانشهر جاده جلگه چاه هاشم را بازسازی می کرد.همکاران من یک آبنما را در نزدیکی روستای چاه علی در مسیر جلگه باز سازی می کردند.یک روز برای سرکشی به همکاران با یکدستگاه تویوتا سوپر 86 عازم محل پروژه شدم.در محل پروژه مشغول بازدید بودم که یک...
ادامه مطلب
Baluchha:خاطراتی از حضور در بلوچستان 41اندر مصائب جهادگران(سرقت دو دستگاه خودرو جهاد در یک روز) پاییز سال 1369 بود . برای مرخصی چند روزی از ایرانشهر به کاشان رفته بودم . ساعت 2 بعد از ظهر بود که آقای ضیایی معاونم تلفنی تماس گرفت وگفت: دو دستگاه خودرو پاترول جهاد امروز به سرقت رفته است. خبر تکان دهنده بود. سرقت دو خودرو در یک روز ضربه شدیدی به جهاد بود. ضیایی گزارشی از اقدامات برای پیگیری موضوع از ...
ادامه مطلب
سیاه ترین روز در تاریخ آران و بیدگل***قتل مشکوک پاسبان کاظم مجیدی در نیمه های شب در دیماه یا بهمن xa057 در یکی از کوچه های خیابان کارگر کاشان اتفاق افتاد.در خصوص انگیره ی قتل شایعات زیادی بر سر زبانها بود که به جزئیات آن نمی پردازیم.دفن و کفن جسد یک نیروی انتظامی در آن شرایط خاص که فضا ملتهب و ضد رژیم...
ادامه مطلب
خاطراتی از حضور در بلوچستان (جدید) (سارق ناکام و من خوش شانس)تابستان سال 1370 بود. مسئول جهاد ایرانشهر بودم.ساعت حدود 9 و 30 دقیقه شب در منزل به اتفاق همسرم مشغول تماشای تلویزیون بودیم. دختر یکساله ام هم خواب بود.ناگهان صدای چرخش کلید در داخل قفل درب ورودی ساختمان به گوشمان رسید. خیلی صدا را جدی نگر...
ادامه مطلب
برگی از تاریخ سیاسی بیدگل38 سال پیش در چنین روزی15 شهریور سال 1357 مصادف با روز عید فطر یکی از روزهای تاریخی است که کمتر مورد توجه قرار گرفته است.در چنین روزی در 38 سال قبل اولین تظاهرات علنی بر ضد رژیم شاه و در حمایت ازحضرت آیت الله خمینی از مصلای نماز عید فطر در امام زاده حسین آغاز شد. جمعیتی متشکل از 30 تا 40 نفر جوانان آن روز اعم از دانشجو و دانش آموز این تظاهرات را برگزار نمودند. غالب شرکت کنندگان از محله کارخانه برق ودربریگ. وسلمقان بودند.پس از این تظاهرات مرحوم الف . ش در واکنش به این اقد...
ادامه مطلب