صدای پای بهار

خرید بک لینک
Alireza Banihashemi:
"صدای پای بهار "

اسفند که از نیمه می گذشت مادرها بساط کرسی را جمع میکردند. این کار خیلی به مذاق بچه ها خوش نمی اومد.
چهار ماه از غروب تا صبح , زیر کرسی رفتن و لحاف را تا چونه کشیدن و پاها را به طاق کرسی فشار دادن به یک عادت تبدیل شده بود.
حالا ویلون وسرگردون تو اطاق دنبال یک جای گرم می گشتند. بخاری علاالدین تنها کانون گرمی بود که همه را دورهم جمع می کرد.
چاره ای نبود باید تا گرمتر شدن هوا و از راه رسیدن نوروز تحمل می کردندِ.
صبح که از خواب بیدار میشدیم اشعه های خورشید با برخورد به برگهای تازه کرچ زده درختان انار طیفی ازرنگهای سبز زیتونی تا ارغوانی را به نمایش می گذاشت.
آموزگار ها هم کم کم تکالیف تعطیلات نوروز را مشخص می کردند:
کتاب فارسی از درس اول تا بیستم یکبار رونویسی شود.
تمرین حساب و هندسه درسهای فلان تا فلان حل شود .
فالوده فروش محل بساط فالوده برفی شامل منبر چوبی و چهارپایه وادوات نشاسته سازی ,شربت و گلاب را فراهم میکرد.
پدرها و پدربزرگها هم سکه های نقره برای عیدی دادن تهیه می کردند
همه این نشانه ها, آمدن بهار و نوروز را نوید می داد.
آیا هنوز هم میتوان صدای پای بهار را شنید؟

مهاجر بیدگلی...

ما را در سایت مهاجر بیدگلی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 69 تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 23:02

صفحه بندی