خاطرات حضور در بلوچستان 44

خرید بک لینک
Baluchha:
خاطرات حضور در بلوچستان 44

مسیریابی جاده قصرقند _ شارک
(بخش پایانی)

یک هفته بعد از مسیر یابی اولیه قرار شد مجدد این مسیر را مورد بررسی قرار دهیم تا نقائص بازدید قبلی بر طرف شود.
با توجه به اتفاقات هفته قبل و برخورد با قاچاقچیان سیگار, این دفعه با آمادگی و تجهیزات بیشتری عازم منطقه شدیم.
5 یا 6 نفر بسیج عشایر مسلح از افراد کریم نظررهی با سلاح کلاشینکف برای تامین امنیت به ما پیوستند. یک نفر شتر هم برای سواری در مسیر و رفع خستگی در اختیار داشتیم. مقداری نان و پنیر و کنسرو ماهی هم برای تغذیه افراد تهیه کردیم.
ساعت 7 یا 8 صبح اعضای کاروان با پای پیاده مسیر 45 کیلومتری را آغاز کردیم. در طول مسیر گاهی چند دقیقه ای استراحت و دوباره ادامه حرکت می کردیم.
بعد از ظهر به گردنه ای مرتفع و دارای پرتگاه رسیدیم که به گردنه بیچند معروف بود.
چگونگی عبور جاده از این گردنه یکی از مباحث فنی گروه بود.
ساخت پل یا کوه بری و ترانشه گزینه های مورد بحث بود.
به هر ترتیب پس از عبور از گردنه مسیر را به سمت شارک ادامه داده و عصرگاهان وارد روستایی کوچک به نام گتیوان شدیم.
قرار بود دو دستگاه خودروی جهاد برای انتقال ما از این روستا به نیکشهر در این محل حاضر باشند.
یکی از خودروهای اعزامی در مسیر چابهار خراب شده بود و فقط یک خودرو به محل آمده بود. حالا حدود 12 نفر مانده بودیم و یک دستگاه پاترول 4 درب.خودرو شخصی هم در این روستا وجود نداشت.
وجود افراد مسلح همراه ما هم برای روستاییان خیلی خوشایند نبود. ابتدا برخورد سردی با ما داشتند. روستای گتیوان روستایی محروم و فاقد امکانات بود. به رسم مهمان نوازی بلوچها از ما پذیرایی کردند. با کشتن و طبخ یک مرغ و برنج که شاید تمام دارایی و ماحضرشان بود برای جمعیت پرتعداد ما شام تهیه کردند.
خود ما هم ابتدا از ماندن در این روستا و تحمیل به آنها به عنوان مهمان ناخوانده اکراه داشتیم.
کم کم روابطمان گرم شد و اتاقی را برای استراحت در اختیارمان قرار دادند .
جالبتر آن بود که بزغاله تازه بدنیا آمده ای را هم برای حفاظت از سرمای زمستان در این اتاق محقر اسکان داده بودند. ولذا خوابیدن یک شب در جوار بزغاله را تجربه کردیم. خستگی روزانه ناشی از پیاده روی چند ده کیلومتری ما را به خوابی عمیق فرو برد. و در طول شب در فضایی بسته هوای آلوده به بوی ادرار بزغاله را استشمام کردیم.
صبح موقعی که برای وضو گرفتن از اتاق خارج شده و باز گشتم از بوی تند ادرار بزغاله که فضای اتاق را پر کرده بود دچار سرگیجه شدم. تعحب کردم که چگونه شب را تا صبح در این فضا سپری کرده ایم.
صبح زود میزبان بلوچ گتیوانی با شیر بز و نیمرو از ما پذیرایی کرد. پس از صرف صبحانه با خودرو دیگری که به محل اعزام شده بود عازم چابهار شدیم.
مطلب را خلاصه کنم .با تلاش برادران جهاد واحتمالا بعدها با کمک وزارت راه سرانجام جاده قصرقند به شارک احداث شد و امکان تردد برای خودرو ها فراهم شد و بدین ترتیب آثار خیری از تلاش جهادگران سازتدگی در منطقه محروم بلوچستان برجا ماند.
با احداث این جاده بخش تلنگ با دهها روستا و جمعیت 15000 نفر از چابهار منتزع و به قصرقند الحاق شد.
قصرقند امروز یکی از شهرستانهای جنوب بلوچستان است.

مهاجر بیدگلی...

ما را در سایت مهاجر بیدگلی دنبال می‌کنید

برچسب: خاطرات,حضور,بلوچستان, نویسنده: بازدید: 91 تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 3:10

صفحه بندی